تعریض خیابانها (طرحی صد ساله )
خیابانهای قدیمی تهران در زمان پهلوی اول ساخته شده اند و با وسائل نقلیه و ترافیک آن زمان سازگاری داشته اند ولی امروزه با گسترش شهر نشینی و تولید وسیع خودروهای شخصی دیگر خیابانها گنجایش اتوموبیل ها را ندارند به همین خاطر شهرداری ها هر از گاهی طرح تعریض خیابانها و یا ادامه مسر آنها را پیشنهاد می دهند.
یکی از خیابانهایی که در طرحی صدساله عقب نشینی و تخریب شد خیابان دماوند است . هربار قسمتی از این خیابان خریداری و تعریض می شود . و شهرداری مجبور است هر بار جدول کشی و آسفالت کند . نکته اینکه بسیاری از مغازه های جنب خیابان نیز توسط شهرداری خریداری می شوند و سالها بسته می ماندد و تخریب نمی شوند .
در این میان حقوق پیاده روها نیز در نظر گرفته نمی شود در بسیاری از محل ها خیابان و مغازه در جنب هم هستند و اصولا پیاده رویی وجود ندارد.
همچنین بسیاری از مغازه های این خیابانها تعمیرگاه خودرو و یا فروشنده خودرو هستند بخصصو حوالی میدان امام حسین که مجبورند در یک مغازه فسقلی ده ها خودرو را جا بدهند و بفروشند .
بسیاری از تعمیر گاه ها و سالن های عروسی نیز در این خیابان جایی برای پارک خودروهای مهمانان ندارند و تعمیرکاران نیز خودروها را در کنار خیابان تعمیر می کنند که علاوه بر آلودگی خیابان باعث بند آوردن ترافیک شهری می شود.
پیشنهاد این است که در یک طرح جامع کل خیابان عقب نشینی شود و جدول کشی و با توجه به اینکه اکنون طرح فاضلاب شهری در حال اجرا است نصب جوی های بزرگ در کنار خیابانها اصولا معنایی ندارد و باعث زشت شدن جلوه شهری می شود.
طرح ممنوعیت کشیدن مواد دخانی در خیابانها و مخالفت شورای نگهبان
امروزه صبحت از طرح هایی می شود که باعث ممنوع شدن کشیدن مواد دخانی در خیابانها و مراکز عمومی می شود.
این طرح چند هفته پیش در شرقی ترین کشور اروپایی یعنی ترکیه به تصویب رسید و به اجرا درآمد ولی آیا چنین طرح هایی در ایران نیز قابل اجرا است .
به گذشته که برگردیم طرحی مشابه که فروش مواد مخدر دخانی را در فروشگاه ها محدود می کرد در مجالس قبلی به تصویب رسید ولی این طرح در شورای نگهبان مخالف شرع مقدس اسلام شناخته شد و رد شد . دلایل رد شدن این طرح این بود که این طرح درآمد دولت را از فروش ماده مخدر سیگار کم می کند و هر طرحی که باعث کاهش درآمد دولت بشود در شورای نگهبان مخالف شرع مقدس اسلام شناخته می شود و رد می شود.
در حالی که همه می دانیم یک فرد سیگاری با درآمدی که به جیب دولت و قاچاقیان مواد مخدر دخانی وارد می کند در طرف دیگر هزینه های هنگفت درمانی را نیز در دراز مدت به خود و دولت و شرکت های بیمه گر تحمیل می کند که از آن درآمد اولیه بیشتر است .
حال برگردیم به طرح ممنوعیت مواد دخانی در محیط های عمومی : این طرح با موانع عمده ای در ایران روبرو است زیرا از یکطرف کارتل بزرگ و شبکه توزیع و واردات مواد مخدر دخانی در ایران آنچنان قوی است که مانع تصویب و یا اجرای چنین طرحی بشود.
در ثانی در ایران نمی توان شخصی را در خیابان به جرم کشیدن سیگار جریمه و یا توقیف کرد تنها می توان این طرح را در در فروشگاه ها و ادارات اجرا کرد.
راه حل های فوری جمع آوری سیگار و مواد دخانی از فروشگاه ها و در دسترس نبودن این ماده اعتیاد آور است . امروزه دیده می شود که بعضی فروشگاه به صورت عمده تبلیغ سیگار می کنند و سیگار عمده ای را با قیمت پایین تر می فروشند.
نتیجه اینکه سیاست های راحت طلبانه و کاسبکارانه سی سال اخیر با عث شده است تا خیل عظیمی از جوانان کشور به سیگار معتاد شوند . وفور و فراوانی سیگار و دسترسی راحت آن در فروشگاه ها و سوپر مارکت ها با عث پایین آمدن سن اعتیاد در کشور شده است .
راه حل دیگر گرفتن مالیات سنگین از وارد کنندگان سیگار و محدود کردن فروش آن است .
دولت نباید تنها به درآمدهای فروش آن نگاه کند بلکه عوارض بهداشتی آن در سالهای بعد و هزینه سنگینی که از جیب ملت دود می شود و در آینده نیز هزینه های درمانی هنگفت و انواع سرطانها و سکته های قلبی و مغزی از عوارض بلند مدت یک ملت معتاد و سیگاری است .
طرح مجلس : خروج پادگانها از شهرها و مخالفت شورای نگهبان
چند هفته پیش مجلس و نمایندگان ملت طرح خروج پادگانها از شهر ها را به تصویب رساند ولی این طرح هنگامی که به شورای نگهبان که توسط روحانیون سنت گرا اداره می شود رسید با مخالفت این روحانیون و بخصوص شخص آقای جنتی حامی اصلی احمدی نژاد که در مقابل هر تغییری مخصوصا اگر این تغییر در حوزه نیروهای نظامی که حامی اصلی حکومت هستند باشد قرا گرفت .
پادگانها و مناطق نظامی که امروزه در شهر قرار دارند در دوران حکومت پهلوی در این مناطق ساخته شده اند و در آن دوران این مناطق خارج شهر محسوب می شد . امروزه با گسترش شهر نشینی این مناطق در هسته مرکزی شهر قرار گرفته اند .
از جمله این پادگانها و مراکز نظامی می توان به پادگان دوشان تپه در خیابان تهران نو و پادگان باغشاه در مرکز شهر و پادگانهای ارتش در چهارراه قصر و نوبنیاد و لشکرک و قلعه مرغی و زندانهای قصر اشاره کرد.
بعضی از این مناطق توسط شهرداری خریداری و در حال تخریب است همانند پادگان قلعه مرغی که باعث بن بست شدن بزرگراه نواب شد و زندان قصر قجر می توان اشاره کرد.
ولی هنوز پادگانهای مهمی در سطح شهر است که باعث بن بست شدن محلات و ایجاد سر و صدا و آلودگی های زیاد در سطح شهر شده اند.
پادگان دوشان تپه و فرودگاه معروفش در محله نیروی هوایی تهران باعث بن بست شدن چند محله شده است .
راه حل فوری تخریب دیوارهای این پادگانها و تبدیل این مراکز نظامی به پارک ها ی ملی وسیع در سطح شهر تهران است .
امروزه تهران از توزیع نامناسب پارک ها و فضای سبز و مراکز تفریحی و ورزشی در محلات مرکزی شهر رنج می برد و این به عهده شهرداری ها و شوراهای شهر و نمایندگان ملت در پارلمان است که به حکومت فشار وارد کنند تا از سطح شهر ها خارج شود تا مردم نفس راحتی از دست این نظامیان که نیمی از بودجه کشور را می بلعند بکنند.
شاید شورای نگهبان بگوید که این طرح باعث هزینه بر دوش دولت می شود ولی جواب اینست که پادگانها می توانند به بیابانهای دور از شهر در فاصله 70 کیلومتری هسته مرکزی شهر انتقال یابند و زمین این بیابانها جزو زمین های دولتی است و رایگان در اختیار دولت است و تنها هزینه ساختمان سازی و خیابان کشی است که این مورد را نیز شهرداری ها می توانند تقبل کنند.
پس رای شورای نگهبان تنها بهانه ای است که حافظان حکومت در وسط شهر ها جا خوش کنند و عرصه را بر ملت تنگ کنند در حالی 70 درصد خاک ایران خالی از سکنه است و مشکل کمبود جا در ایران وجود ندارد.
نام گذاری خیابانها و کوچه ها
یکی از مواردی که به نظم شهری کمک می کند و باعث می شود تا مردم آدرسی را سریعتر پیدا کنند نام گذاری کوچه ها و خیابانها است .
این مورد در شهری مانند تهران که بعد از انقلاب و جنگ شهدای بسیاری را در خود دیده باعث ایجاد نوعی ناهمگونی در نام گذاری ها شده است .
1- در بعضی محلات خیابانها شماره گذاری شده است برای مثال در خیابان نیروی هوایی و منطقه تهران پارس خیابانها شماره گذاری شده است و کسی که دنبال کوچه و یا خیابانی می گردد می تواند با پیدا کردن یک کوچه و یا خیابان و ادامه دادن آن شماره کوچه و یا خیابان مورد نظر را پیدا کند ولی امروزه مشاهده شده است که در وسط این شماره گذاری ها به یکباره شماره قطع و خیابان به نام شهیدی نام گذاری شده است .
راه حل این مورد این است که همان شماره گذاری قبلی ادمه داشته باشد و در پایین تابلو یادبودی برای شهید نوشته شود.
2- بعضی خیابانها نام های ملی داشته اند و برای مردم در طول سالها با عرق ملی درهم آمیخته اند همانند خیابان تخت جمشید ، آپادانا و ....
این خیابانها نیز تغییر نام داده اند مشکل اینجاست که این خیابانها دچار دو اسمی شده اند و بعضی مردم به اسم قدیم و بعضی به اسم جدید صدا می زنند
رفع مشکل این نام گذاری نیز همانند مورد اول است و در زیر تابلو می توان یادبودی برای شهید در نظر گرفت .
3- بعضی خیابانها و کوچه ها نام های خوشنام داشته اند و این نام را 50 سال یدک می کشیده اند همانند خیابان حسینی
ولی بعد از جنگ این خیابانها به نام شهیدی دیگر و با نام دیگری نام گذاری شده اند و باعث دو اسمی شدن این خیابانها در موقع آدرس دادن و آدرس پستی و پیدا کردن آدرس شده اند.
راه حل این نوع نام گذاری اینست که دنبال شهیدی به نام حسینی در آن خیابان بگردیم و اگر پیدا کردی نام خیابان را شهید حسینی بگذاریم و اگر پیدا نکردیم همان نام خیابان حسینی و یا انصار الحسین بگذاریم و یادبودی از شهید در زیر تابلو بنویسیم .
ساختمان سازی و حقوق پیاده روها
امروزه در شهرهای بزرگی همچون تهران در هر کوچه و خیابانی عده ای مشغول ساخت و ساز و برج سازی هستند ولی آنچه در این میان رعایت نمی شود حق و حقوقی است که مردم پیاده و یا کسانی که از کنار این ساختمان ها رد می شوند است .
در شهر های مدرن امروزی شوراهای شهر و شهرداری ها ، سازندگان ساختمانها و برج ها را ملزم می کنند که در هنگام ساختمان سازی که زمان آن گاه به یکسال می رسد در قسمت پیاده رو تونلی بسازند تا مردم با حفاظ کامل از پیاده رو رد شوند .
همچنین منابعی در اختیار سازندگان قرار می گیرد تا نخاله ها و مصالح ساختمانی را در آن بریزند.
ولی آنچه در ایران و ابر شهرهای آن می گذرد آزادی کامل بساز و بفروش ها است بطوریکه آنها نه تنها پیاده رو را اشغال می کنند بلکه بعضی آنها نیمی از خیابان را هم با نخاله و آجر پر می کنند.
این مسئولیت شورای شهر و شهرداری ها است که قوانین سخت گیرانه ای برای سازندگان ساختمانها وضع کنند تا حقوق مردم در این میان ضایع نشود.
آمار بالای تصادفات جاده ای در ایران
امروز یکشنبه 11 مرداد است و روزنامه همشهری از قول راهنمایی و رانندگی گوشه ای از کشتار جاده ای و هیولاهای تولیدی در شرکت های ایرانی برای قتل شهروندان ایرانی را گفته است .
از خودروهای پر خطر می توان به پراید و وانت نیسان و تریلی هوور اشاره کرد .
موتور نیز به خاطر سرعت زیاد و بی حفاظ بودن از پر خطر ترین وسایل نقلیه در ایران است
در حالی که آمار کشته ای موتور در ایران سالانه به 6000 نفر می رسد مقایسه کنید آمار تلفات کل جاده ای در آلمان با 80 میلیون خودرو در حدود 5000 نفر در سال است تازه اروپایی ها مشروب هم می خورند و ما مسلمانیم .
پراید یعنی گاو شیر ده سایپا یا همان رنوی سابق با فروش زیاد و در دسترس بودن و نداشتن حفاظ و کیسه هوا و ترمز های ای بی اس از پر خطر ترین وسایل نقلیه در ایران است .
نیسان وانت و یا همان نیسان گاوی با طاق تیراهنی خود پر خطر ترین وسیله نقلیه باربری در سطح شهر است و در خارج شهر ها نیز تریلی هوور .
ایران با کشتار سالانه 30000 نفر در سال بالاترین رقم تلفات جاده ای را دارد .
روزانه 80 نفر در جاده های ایران تلف می شوند.
در حالی که کل وسایل نقلیه در ایران 18 میلیون است ولی در کشورهای انگلیس و آلمان هر کدام به تعداد ساکنانشان وسیله نقلیه دارند و تلفاتشان یک ششم ما است .
البته آنها خودروهای بروز که دارای کیسه هوا و ترمز های ضد قفل است سوار می شوند و ما هنوز پیکان های قدیمی و پژوهای از رده خارج اروپا را سوار می شویم تا با تمام این احوال بزرگترین شرکت خودرو ساز خاورمیانه بعد از جنرال موتورز در آستانه ورشکستگی کامل قرار گرفته و حالا می خواهد نیمی از سهام بانک پارسیان را بفروشد تا شاید از این ورشکستگی نجات یابد.
به امید روزی که ملت ما از وضعیت موش آزمایشگاهی دولتمردان بدر آید .
آموزش راهنمایی و رانندگی و تخلفات وسیع در سطح شهر ها
یکی از روش های زندگی مدرن در شهرهای مدرن آموزش رانندگی در شهر ها است .
هنگامی که در شهر های ما که ساکنان عمده آن روستا نشینانی هستند که کشاورزی را رها کرده و هرکدام یک وانت نیسان خریده اند و به شهر آمده اند فر هنگ روستایی حکمفر ما است ما مجبور به تحمل یک شهر درهم و برهم از نظر رانندگی هستیم .
خیلی از رانندگان در شهر ها آموزش های ساده رانندگی را بلد نیستند و یا گواهینامه اشان سالهاست که باطل شده است .
حرکت در خطوط :حرمت خودروها در خارج خطوط باعث تصادفات رانندگی شده است .
گردش های آزاد در سر چهار راه ها : برای مثال خیلی از رانندگان هنوز نمی دانند که لاین سمت راست در چهار راه ها برای گردش براست باید آزاد باشد
و یا لاین سمت چپ در چهار راه ها برای دور زدن
این ناآگاهایی ها باعث می شود هر ساله هزاران لیتر بنزین در سر چها ر راه ها هدر رود
جالب آنکه بسیاری از خودروها در سر چهار راه هاکه می خواهند گردش براست کنند پشت چراغ قرمز می مانند نه خود گردش می کنند و باعث می شوند ده ها خودرویی که عقب آنها هستند نیز پشت چراغ بمانند. این یعنی هدر روی میلیونها لیتر بنزین در سال
بسیاری از خودروها تا سر چهار راه پارک کرده اند این به معنی اینست که خط گردش را اشغال کرده اند .
در ایران رانندگان عجله زیادی دارند که تا جلوتر از خط کشی عابر پیاده توقف کنند در حالی که باید تا چند متر مانده به خط توقف کنند . این بی نظمی حاصل تفکرات راهنمایی رانندگی در جرایم ارزان قیمت و رها کردن مردم به حال خود است در حالی که در شهر سازی مدرن مبلغ جرایم آنقدر بالا است که هر راننده ای یکبار نقره داغ شود دیگر تا آخر عمر خلاف نمی کند.
یکی از جرایم رانندگی در شهر ها نشستن کودکان در صندلی جلو است . حال این که سهل است بسیاری از رانندگان از این هم پیشتر می روند و کودکانشان را روی پای خود راننده در وسط فرمان می نشانند.
در حالی که در بسیاری از شهر های پیشرفته نشاندن کودکان در صندلی های جلو جرم است و در صندلی عقب نیز باید با کمربند کودکان بسته شوند .
یکی از معظلات ابر شهرها در کشورهای عقب افتاده نه تنها خودروهای فرسوده است و نه تنها معاینه فنی است بلکه کثیف بودن بدنه خودر و ناخوانا بودن پلاک خودرو است که بایستی صاحبان چنین خودروهایی جریمه شوند
این در حالی است که در شهر های مدرن در هر پمپ بنزین یک کارواش اتومات وجود دارد.
یکی از مشکلاتی که رانندگان در شهر های جهان سومی ایجاد می کنند پارک در پیاده رو و یا پارک در جلوی پیاده رو ها است که حقوق صاحبان پیاده را نقض می کند در بعضی جاها نیز برروی خطوط عابر دوچرخه و یا کوچه های تنگ پارک می شود .
یکی دیگر از مشکلات رانندگی در شهرهای بزرگ ایران نبود حداقل و یا حداکثری برای سرعت خودروها است بعلت فقدان دوربین های ثبت سرعت در سطح شهر بجز بزرگراه ها حرکت خودروها در سطح شهر بسیار زیاد و یا بسیار کند است و این نیز باعث ترس و وحشت در شهر و یا هدر روی سوخت می شود.
یکی از مشکلات ایجاد شده توسط خودروها ایجاد صداهای ناهنجار توسط سیستم های صوتی خودروها است که بعضی از آنها در نیمه های شب انجام می شود.
همه اینها حکایت شهری بی در و پیکر بنام تهران است که قانون جنگل در آن قابل اجرا است .
فرهنگ نماز و انفعال حکومت اسلامی در گسترش این فرهنگ
نماز به عنوان سرچشمه اتصال انسان به خداوند ۵ مرتبه در روز برگذار می شود ولی آیا ما ایرانیها به عنوان ام القرای تشیع توجهمان به نماز بیشتر است و یا عرب های سنی .
مقایسه ای بین تسیع و تسنن در توجه به نماز می تواند محک خوبی برای این باشد که چرا نتایج نماز یعنی سطح جرم جنایت در شهرهایی عربی که بنماز اهمیت می دهند همانند مکه و مدینه کمتر است ولی در شهرهای ایران بیشتر است .
راه کارهای توجه به نماز :
1- تعطیلی مراکز نجاری در هنگام اقامه نماز
2- انسداد خطوط تلفن همراه در هنگام اقامه نماز
3- استفاده از ائمه جمعه بدون وابستگی به احزاب سیاسی و یا در غیر اینصورت استفاده از ائمه جمعه و جماعات از همه احزاب
4- خواند نماز در ملاء عام ( خواندن نمازهای جماعت در پارک ها بخصوص در روزهای تعطیل )
5- انتقال مراکز نماز جمعه از دانشگاه تهران به مصلای امام خمینی

